همایون

خرید بک لینک

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:33

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:33

دیشب حوصله نداشت اصلا ...گفت حوصله نداره منم خیلی ناراحت شدم بعد از یه روز طولانی کاری بی هیچ استراحتی جنازه شده بودم ولی اون حوصله نداشت دیگه داشت اشکم درمیومد ولی ترحیح دادم به حای غر زدن آرامش بهش بدم و بذارم با خودش فکر کنه.پس نوشتم اصلا دوس ندارم ناداحت ببینمت خدا بززگه درست میشه و شب بخیر همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

چشمام صفحه گوشیو درست نمیبینه آخه یه پزده اشک جلوی چشمامه...سرکارم...مجبورم کار کنم حتی تو عید

کتش بغلم کنی خدا جووون کاش

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین ۱۳۹۶ساعت ۷:۱۶ ب.ظ توسط ف| |

همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

یلی غصه وو دلمه واقفا بریدمتحمل ندارم خدایا دلم یه خواب میخواد خداب عمیقخدایا تو که میدونی من تنها دلخوشیم همایونه اما اونم بامن سرده پدر و مادرم دوسم ندارن...خواهرم که سرخونه زندگی خودشه و به اندازه کافی مشکل داره تنهام تنهای تنها...فقط تورو دارم خدا خدا قول بده همه چیو درست کنی قول بده خ همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

خداجووون خیلی مرسی این دوروزه خودشون که نبودن نه خودش نه خانوادش ولی خودنو تودل عمش و عموش عجیییب جا کردم جوریکه عمش شمارمو گرفت دعوتم کنه خونشون هووووورا امروزم خودش اومد عاتحه با خواهرش و ماملنشو باباشایوللللنوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۴۰ ق.ظ توسط ف| | همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

چه بد شد اگه این اتفاق نمیفتاد و مادربزرگم فوت نمیکرد تو این لحظه من عروسی بودم و می دیدمش یه دیددن طولانی چندساعتهخیلی خوب میشد ولی خب خدایا من همه چیو سپردم به تو قراره تو همه چیو راست و ریس کنی کمکم کن و ردیفش کنفقط از دست تو برمیاد خدایا ....یه وقت توهم تنهام نذاری ... نوشته شده در پنجشنب همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

کاش میمیردم و همه رو راحت میکردم

کاش ....

خیلی دلم گرفته من اضافیم یه موجود اضافی....خدایا منو ببر پیش خودت..

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۱ ق.ظ توسط ف| |

همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

شب آخری که باهمایون حرف مسزنم اما خدایا تو میدونی امشب چقد دلم شکسته فقط خواهرم مونده بود دلمو بشکنه که اونم شکست اکه همایونم با این حرفام بره مطمئنم میمیرم خدایا خدایا ی کاری کن نره بگه دوسم داره و باهام ازدواج میکنهبگه تنهام نمیذاره خدایااااااا.....نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱ همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

که نوشته گاهی دلت از کسایی میگیره که فکر میکردی با آدمای کنارت فرق دارن...

آنلاین نبود...

تیر آخر بود

اگه جواب بده و بحث کنه براش مهمم و اگه نه هیچ...

نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۲۶ ب.ظ توسط ف| |

همایون ...

ما را در سایت همایون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

صفحه بندی